شاملو برای فروغ سروده

شاملو این شعر را برای فروغ سروده است:

بـه جُستجوی تو
بر درگاهِ کوه می‌گریم،
در آستانه‌ی دریـــا و علف.
بـه جُستجوی تو
در معبرِ بادها می‌گریـــم
در چارراهِ فصـــــــــول،
در چارچوبِ شکسته‌ی پنجره‌یی
کـه آسمانِ ابرآلوده را
قابــی کهنـــه می‌گیرد.
بـه انتظارِ تصویــــرِ تـــــــو
این دفترِ خالی، تا چنـد ... تا چنـد...
ورق خواهــــد خورد؟
و جاودانگی، رازش را با تو در میان نهاد.
پس به هیأتِ گنجـــی درآمدی:
بایسته و آزانگیــز
گنجـــی از آن‌دست
کـه تملکِ خاک را و دیاران را
از اینسان ، دلپذیـــر کرده است!


نامت سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ِ آسمان می‌گذرد
ــ متبـرک بــاد نـامِ تــو ...

/ 5 نظر / 212 بازدید
آسیه

هم شعرای شاملو واقعا قشنگن هم فروغ!!!عاشقشونم[گل][گل]

PHONIX

با الهام از این شعر : . . . به جستجوی تو گرد باد گام هایت ، که قلمرو سنگ را سیقل می دهد اینجا در انتظار آمدنت گلی است که هر صبح می شکفد و هر غروب پژمرده می گردد . . . [چشمک]

khodai

دلنشین بود رها جون دستت درد نکنه عزیز[گل][گل]

رضا

متشکر از حضورت بانوی گرامی [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]من هم شاملو را بسیار دوست میدارم و بر مزارش هم زیاد رفته ام. حضور بر مزارش را رفتن به گورستان تصور نمیکنم .احساسی مثل رفتن بر مزار حافط .امیدوارم روزی درشان مقامش بنایی احداث شود که منزلگاه دوستداران چنین ادبیات مردمی باشد