تــــــو کیستــــــــی ؟

 

 

 

 

کیستی که من

این گونه به اعتماد

نام ِ خود را با تو می گویم …

کلید ِ خانه ام را در دست ات می گذارم…

نان ِ شادی هایم  را با تو قسمت می کنم!

به کنارت می نشینم

و

بر زانوی تو

این چنین آرام … به خواب می روم ؟

کیستی که من

این گونه به جد

در دیار ِ رویاهای خویش با تو درنگ می کنم ؟

 

  

استاد  شاملو 

 

/ 10 نظر / 234 بازدید
روز هفتم

به به[دست] عجب شعری..احمد شاملو خیلی خوبه دوسش دارم[گل]

بنی جون

عالــــــــــــــــــی[دست][گل]

بنی جون

حالا ی سوال !!!؟؟؟؟ واقعا تو کیستی؟؟؟؟؟؟؟[خنده]

ابراهیم

چراغ قرمز فرصت کوتاهی ست تا در آینه ی ماشین خیره شوی به سپیدی موهایت … “مرگ از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر است !”

تسنیم

در سوگ نبی جهان سیه می پوشد در سینه، دل از داغ حسن می جوشد از ماتم هشتمین امام معصوم هر شیعه ز درد، جام غم می نوشد. … اللهم صل علی محمد و آل محمد التماس دعا

مهری

خب منظورت رو از این شعر واضح بیان کن![نیشخند] مخاطب خاص ست ایا؟؟!![نیشخند]

مامان امیرعلی

سلام خیلی شعر قشنگیه و مخاطب خاصی داره فک کنم کسی که میشه اینقدر بهش اعتماد کنی وهمه چیز رو بش بسپری وجود نداره مگر ..........خدا

armin

سلام خیلی ممنونم که همیشه عکس هام دنبال میکنید و مرسی از نظرات خوبتون..... شعر شاملو زیبا بود...

کویر

من کویر هسدم در قسمت مرکزی این کشور![نیشخند]

Mohammad

به خدا گفتم : بيا دنيا رو قسمت كنيم ! آسمون واسه من ابراش مال تو دريا مال من موج هاش مال تو ماه براي من خورشيد براي تو خدا خنديد و گفت : تو بندگي كن ، همه دنيا مال تو ....... من هم مال تو