بانــــویـــ ـ ـ اردیبـهشــتــــ ـ ـ

یه ســــه حــــــــرفیِ بی نقــــــطه ؛ رهــــا

سلام ... 

چند روز پیش یکی از کتابای دوران دانشجویی رو لابلای کتابام در اوردم ...برا خوندنش نه ؛فقط برا اینکه خیلی دوس داشتم اون کتاب رو 

دلم میخواست با گذشته ام یه کم حال خودمو خوب کنم 

دلم میخواست  چشامو ببندم و  برگردم به  دوران  شیرین دانشجوییم 

آخ یادش بخیر واقعا ..... 

اسم کتاب: کتاب کوچک فلسفه - نویسنده گریگوری برگمن(یاد گوریل میفتادیم من و دوستام نیشخند) ترجمه ی کیوان قبادیان -نشر  اختران 

من به همه کسایی که  اهل مطالعه هستند توصیه میکنم این کتاب رو  بخونن 

عکس یه گاو رو جلدش هس که عینک زده به چشمش  و یه کتاب دستشه و  روش نوشته " حقیغط " نیشخند

باورتون نمیشه ولی تا کتاب رو باز کردم  کلی خاطره و یادگاری اومد جلوی چشمام لبخند

صفحه ی اولش  یکی از دوستام نوشته : 

من از بیگانگان هرگز ننالم------که با من هرچه کرد آن آشنا  کرد

23 مهر 87---ساعت 9 و 10 صبح  -روبروی سلف 

 صفحه ی بعد ، صفحه ی معرفیه کتابه ..همون چیزایی که براتون از کتاب گفتم رو  اینجا نوشته ولی بالاش با خط قشنگ یکی از دوستام "ذکر صلوات نوشته " با خودکار سبز و زیرش نوشته : S 

پایینش نوشته : از کجا خریدی کتاب رو ؟ (مکالمات من و دوستام که وقتی استاد داشت  درس میداد و ما نمیتونستیم  با دهن بحرفیم ، اینجوری نوشتاری  حرف میزدیم 

تو صفحه ی فهرست مطالب کنار چند تا  فصل تیک  زده  

فصل دوم:سقراط

فصل سیزدهم:هگل

فصل نوزدهم:نیچه 

فصل بیست و دوم: ژان پل سارتر

ینی این  فصلا خیلی برا من و بقیه دلچسب بود و به استاد گفتیم  دوس داریم  بحث آزاد بزاریم  و در موردش حرف بزنیم ....هر کی یه بخش رو گرفت (یادش بخــــــــــــیر ناراحت)

 

 

فعلا تا اینجا رو داشته باشین

بعد میام  بقیه ی یادگاری هارو مینویسم ...این کتاب شده کتاب یادگاری هامون انگار ..... قلب

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٩ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

Design By : Night Melody