بانــــویـــ ـ ـ اردیبـهشــتــــ ـ ـ

یه ســــه حــــــــرفیِ بی نقــــــطه ؛ رهــــا

اه لعنتیا 

اینهمه خاطره و عکس و حرف رو حذف کردی  پرشین بلاگ 

انگیزمو ازم گرفتی برا  نوشتن ... برا  تو وب اومدنم 

اعصابمو خورد کردی

هر روز به امید این میام که  وبلاگم درست شده باشه و مطالبم برگشته باشه ولی  نمیشه 

مسخرست واقعا

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

سلام 

وای خدای من همه مطالبم از سال 95 و 96 حذذذذف شده چرااااااااا تعجب

چرا  اینجوری شده قالبم 

پرشین بلاگ  لدفن برگردون خاطره هامو ناراحتناراحت

نوشته شده در ۱۳٩٦/٤/۱٩ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

بالاخره  ســــــــــــلام 

اوف دلم پوکید بس که اومدم پرشین و پشت در اتاق خلوتم  موندم و هیشکی در رو وا نکرد 

تقدیرات و تشکرات فراوونم رو از  مدیر و پشتیبان فنی پرشین بلاگ به عمل می آورم نیشخندقلب

مرسی که بالاخره  اتاق خلوتمو بهم برگردوندی 

 

در روزهای آینده بانوی اردیبهشت آپ خواهد شد قلبماچهورا 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٤/۱۳ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

سلااااااااااام  و درود خدمت  انگشت شمار  خواننده های وب خوشگلم

دلم براش و براتون تنگ شده  

امیدوارم حال جسم و دلتون خوووووبه خوب باشه  

مث نامه های قدیمی  ؛ اگر از حال این حقیر و غریب بخواهی  ؛ ملالی نیس  جز دلتنگی برا شما و وب و همدمم  

خییییییییلی زیاد سرم  شلوغه  و واقعا جز برا تایپ خبرا  ، فرصت پای نت اومدن ندارم  اما یه جاهایی ویژه به یاد بعضیا هستم   و دلم بی حد براتون تنگ شده  

یک هفته دیگه هنو کار دارم تقریبا  و اوضاع به همین منواله 

یه روز  وسط کار یه انتراک یکی دوساعته داشتیم . سرظهر هم بود  رفتیم  مسجد برا نماز  . تو مسجد یه خانمی که بود تقریبا آلزایمر داشت  و  یهو  قبل از  نماز  جاشو از صف اول نماز جماعت  تغییر داد . بلند شد  رفت ته صف تنها نشست  
یه خانوم دیگه بش میگه بیا تو صف و الا نمازت اشتباهه . باید با جمع بخونی  . خانومه میگفت اینجا بهتره  ؛ هیچی دیگه نماز شروع شد و  تموم شد و بعد از نماز یهو دیدیم  این دوتا خانم عین چی پریدن ب هم  و صداشون رفت بالا و  چقد رکیک و  بد  باهم حرف میزنن  . 
بقیه خانوما  اروم به اون خانومه میگفتن هیچی نگو . خب  فراموشی داره دست خودش  نیس که  ! ولش کن
میگه نهههههه من باید جوابشو بدم
وای  تو مسجد ؛  بلافاصله بعد از نماز ؛  فحش و الفاظ رکیک و  بد  !!!!!!! خنثی

یاد ی  جمله ای افتادم اونموقع ؛یه جایی خونده بودم که  اگر میخوای بدونی نمازت مورد  قبول خدا قرار گرفته یا نه  ؛ ببین چقد بعد از اون نماز  از  کارهای بد و ناپسند پرهیز  میکنی !  چشم 

خدایا  درستمون کن لطفا 
این چ وضع بندگی کردنه  ! 

بیخیال  

دعا کنیم برا هم  قلب

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/۱٩ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

 

یک بلیط
باز یک حال عجیب
پر شده از رنگ حرم
رنگ یک اذن ورود
رنگ یک گنبد زرد
هر حیاطی یک حوض
پر ز آب کوثر
و وضو بر لب حوض
باز هم اذن ورود
یک قدم تا مقصود
در همین حین میان رویا
ناگهان بغض مرا می گیرد
گویی انگار مشرف شده ام
به خودم می آیم
چند روزی به سفر هست هنوز …

آیا میدانید طبیب برای چه مطب باز میکند؟
حجت الاسلام معزی نقل میکند : یک باردرایام طلبگی به مشهدرفته بودم ودرصحن رضوی قدم میزدم وبه بارگاه امام مینگریستم اماداخل رواقها وروضه نمی رفتم .ناگهان دست مهربانی بر روی شانه هایم قرارگرفت وبالحن آرام فرمود: 
حاج شیخ حسن ! چرا وارد نمیشوی؟
نگاه کردم ودیدم علامه طباطبایی است ، عرض کردم خجالت میکشم با این آشفتگی روحی برامام رضا واردشوم . من آلوده کجاوحرم پاک ایشان کجا ؟
آنگاه مرحوم علامه فرمود: طبیب برای چه مطب بازمیکند ؟ برای این که بیماران به وی مراجعه کنند وبانسخه اوتندرستی خودرابیابند این جاهم دارالشفای آل محمد است .
داخل شو که امام رضا طبیب الاطباء است .
استاد بروجردی 


میلاد طبیب دلها حضرت آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام مبااااااااارک 

ان شاءالله به زودی قسمت همه ی دوستای گلم " مشهد الرضا " 

 

فقط اما رضام  میدونه تو دلم چه خبره .....  
کاش میشد که  همه چی  از اول شروع بشه .....
بندگی  و  عاشقی  

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/٤ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

  " عشقم " ازم دلخوره و  بدجور ناراحتش کردم 

پشیمونم و خودش هم  در جریانه  

نمیدونم چی کار کنم تا جبران  رفتار بدم باشه  

فعلا فقط عذرخواهی کردم  

کلی  شرمنده ام  تو وجودم  

اما منهای این مسئله  حس خوبی  دارم ...

 شبا  آرومم  

امشب میخوام بیشتر سعی کنم که  توجه  و محبت دوباره ی مهربونم رو جلب کنم  

 

استغفرلله ربی و اتوب الیه  فقط  زمانی سبک میکنه آدم رو که  قلبی باشه و  دیگه سراغ گناهی ک داری  استغفار میکنی براش نری  .... 

زبونی که  به درد  جرز لای دیوار هم نمیخوره 

خدای خوبم کاش  میشد  مهلت  شیطان لعین رو تموم میکردی برا فریب بنده هات 

چقد ارامش  داره زندگی ای که  با رفاقت و عشق تو همراهه  

چقد آشوبم  وقتی  میدونم دارم ناراحتت میکنم و تلاشی  برا انجام ندادنش  نمیکنم 

کاش ایمان و ارادم  قوی بود  

کاش عشقت پررنگ تر بود ....

کاش مرز  نداشت عشقت تو دلم 

خدایا ...

عشق صبور من ! ببخشید که  تقوای ما با یک تق وا  میرود 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/٢ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

 

سلام 

تولد حضرت معصومه  تهران بودم و نشد  بیام برا تبریک روز  دختر  

یه کم دیر شده ولی به تموم دخترای   دوست داشتنی  تبریک میگم  و همچنین تولد  حضرت معصومه  و همچنین تبریک میگم دهه کرامت رو  و پیشاپیش تولد  حضرت امام رضای  رئووف  ( ای جون ... چقد تبریک  )قلب 

ب خاطر  همین  اهنگ  وبم رو  مناسبتی گذاشتم  و البته  خیلی دوسش دارم  و فقط  مختص این 10 روز نیس 

قبلش میخواستم اهنگای  دوران دانشجوییمو بزارم ک  یه مشکلی پیش اومد و  حالا اهنگم شد این  ! ( امیدوارم لذت ببرید  )قلب

برا  روز خبرنگار بردنمون  " خانه ملت  - بهارستان "  چشمک برا دومین بار تجربه ی  خیلی خیلی جالبی بود 

عکس   

شیشه اتوبوس کثیف بود عکس این  شکلی داغون شد نیشخند 


این سری از دفعه قبل بیشتر خوش گذشت . کلی  عکس  گرفتیم  از خود راضی.  نشست  برگزار کردیم .یول هدیه گرفتیم نیشخند ناهار خوردیم همونجا  خوشمزه  تخصصی  حرف زدیم با دوتا از نماینده ها  عینک تو اتوبوس  هم که  فووووووق العاده  باحال و خاطره انگیز بود  بغل  خلاصه اینکه 25 مرداد  خیلی شیرین  گذشت   ماچ و همچنین  27 مرداد  قلب

27 مرداد  من و  6 تا از همکارامو  شام دعوت کردن  ( مِنو باز) منم ک  قطعاً شیشلیک  انتخاب کردم   و بقیه  نییییز  همچنین   خوشمزههورا

شیشلیک   


4 تا کتاب هم  در دست خوندنه  ....  جاهای خوبش رو میام مینویسم  

اون دوتا کتابی ک معرفی کردم رو  ادامه  داره  خوندنش  --

پر از امید  -نشاط -  انگیزه  ست کتابا 

 

اما دلتنگم  - بدهکارم  به خیلی ها  (ایکاش مالی بود و با پول رفع میشد ) 

 

ضمن نوشت : کویر کویریان (ره )  مطلبی ک  تو وبت گذاشتی  عالی بود  . من نمیتونم کامنت بزارم  اما  میخوام از رو دستت تقلب کنم  .  راستی ب دعاهات که فکر میکنی تا سقف هم نمیرسه چه برسه به عرش ! ادامه بده  


خدایا  آ ر و م م  کن 

ببخش منو 


نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/٢۸ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

بازم مرداد و بازم  17 مین  روزش  و  روزخبرنگارش 

ایکاش  یه حمایتی بود  

ایکاش خبرنگارا  هم مثل  بعضی این تیم و  شرکتا و ... اسپانسر داشتن  ! 

ایکاش  وقتی به یه خبرنگار می رسیدیم  جای نق نق و ناله ؛ فقط از هیجان و وجه مثبت کارش  حرف میزد  

ایکاش  تا  وارد این شغل میشدی بیمه ات میکردن 

ایکاش  خبرنگارای مکتوب هم مث خبرنگارای خبرگزاری حقوق ماهیانه داشتن  

ایکاش وضعیت خبرنگاری این  نبود ک الان هس  

ایکاش بهتر بود ...

ایکاش ایده ال تر بود که  وسوسه کنارگذاشتن این  شغل ب سر نمی زد  

ایکاش امروز که روز خبرنگاره اننننننننقد شاکی و عصبانی  نبودم 

هیچ  ساماندهی  ای نداشت و نمیشه و نخواهد شد ! 

تا بوده ؛ همین  بوده 

اما

یه سری خوبیا هم داره این  شغل که  البته نمی چربه به وجهه های  حرص دهنده اشخنثی  

بهرحال روز خبرنگار رو به همه ی خبرنگارای واقعا صبور و زحمتکش و پرتلاش تبریک میگم   
ان شاء الله  تو کارشون هر روز نسبت به قبل  موفق تر باشنقلب

چقد خوبه یه روز خاص داره شغلمون  بغلچشمک

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱٧ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

سلام  

شب و روزتون  بخیر و خوشی و سلامتی  دوستای عزیز 

امیدوارم خوب باشه حالتون  

 

دوتا از دوستا  زحمت کشیدن  این اواخر دوتا کتاب بهم معرفی کردن  که  مشغول به خوندنش هستم  و  به نظرم خوبه که همه بخونن

ضمن تشکر  از  دوتا  دوست عزیز و محترم  اسم کتابا رو بهتون میگم که اگه خواستین؛ دانلود کنید و بخونیدش  

 

1- شکر گزاری در 28 روز  

این کتاب خوندنش واقعا بهم ارامش میده ....  عالیه .. عالی... توووپ  

 

2- چهار میثاق

این کتاب  هم  آگاهی میده . هم  قدرت و عزت نفس. اینم عالیه    (تازه  شروع کردمش) 

 

سعی کنید ک حتما مطالعه کنید  

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/٦ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

دلم  میخواد یه ایرانگرد یا حتی یه جهانگرد باشم  و  برم تموم آبشارای  دنیا رو از نزدیک ببینم و ازشون عکس بندازم 

هروقت یه ابشار می بینم بیشتر  یاد قدرت و عظمت خدا میفتم  

دلم میخواد  عکاسی هم بخونم ... یا  برم دنبالش  ب شکل حرفه ای  !
دنبالشم جدی جدی !چشمک

-----

ما ادما  فطرت هممون پاکه ... خودمون  آلودش به هزارتا چی میکنیم  

ذاتاً بدی کردن رو دوس نداریم  همونطور که بدی دیدن رو ..... 

-------- 

محبت  ادمای  اطرافم  بیشتر  از  اذیتشونه 

خاطره های خوب بیشتر از دلخوریاست  

عمرا این چیزا رو فراموش  نمیکنم --- خط  نمیکشم  روشون  ولی یه موقعی مجبوری   یه دیوار  بکشی بین بعضی رابطه ها 

-------------

مهربونی  - عشق  - نماز - دوستی - رهایی - امید - نور - زندگی - صبر - تلاش - اسمون - انگیزه -  اوج - مرگ - فردا - مه - صبح - انرژی -  انتظار - دریا - خــــــــــدا 

یه عالمه آرامش  تو هر کدوم ازاین کلمه ها هس  (البته  برا من  ) شاید شما به بعضی ازین کلمه ها هیچ حسی نداشته باشینا

دلم میخواس  بنویسمشون تا  برام یاداوری بشه  ارامش این روزام از  چیه  

 

خدای  خوبم

خدای مهربونم

ممنونم ازت برا همه چی

مهربونیات - صبرت - گذشتت - بزرگیت و آرامش این روزای دلم 

عاشقتم قلب

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

دلم میخواد یه مدل جالب و خوشگل موهامو کوتاه کنم ولی به  ارایشگرایی ک میشناسم  اعتماد ندارم . خخخخ  ینی فکر نمیکنم مدل  خیلی خاصی بلد باشن  ! 

 

یه مدته خیلی  کم کار شدم بخاطر دست دردم . براهمین تنبل و حواس پرت هم شدم 
حواس پرت در حد زیاد ... گوشیمو تو تاکسی- بانک  جا میزارم و  چند روز  بعد یادم میفته ک نیست  و ندارمش  !
آثار تنبلیمم هم اینه که  نسبت به کارم بی علاقه  دارم میشم .. البته فقط از تنبلی نیستا .یه سری مسائل مزخرف هم پیش اومد ک  زد ب سرم که با یه همکارم  ببوسیم اینکارو  و بزاریم کنار ولی هنو قطعی نشد . شاید  بعد از ماه رمضون  نظرم عوض شد  

 

هر چه نقد کننده ست بشر ، در امکان است ! 

اینو برا خودم میگم  ولی نوشتم که  یه نفر دیگه ام بخونه  
من  مبرا از عیب و بدی نیستم
اتفاقا  من بدی هامو میشناسم و چون میدونم  فلان خصوصیتام  خوب نیس  وقتی از کس دیگه میبینم همون چیزا رو ، عصبی  میشم  و تحملش برام سخته

نتیجه گیری  : بیچاره  کسایی که منو تحمل میکنن  پس !

 

دلم  یه چیزی  میخواد ولی فقط دلم میخواد  - عقلم  کاملا ردش میکنه  !!! 
موندن بین دوراهی  عقل و دل  چقد استرس داره   !! 
تصمیم گرفتم  پا بزارم  رو دلم  ! کمکم کن خدا

 

با عشقت تا سرکوچه  هم بری  ... مثلا بری نون بگیری نیشخند  لذتبخشه  چه برسه  به سفر و  سایر  دوتایی ها  ( همینجوری یهویی یه چیز  پروندم) چشمک 

 

بعد از ماه رمضون  یه فصل جدید  از زندگی برام رقم میخوره  کنار  دوست  عزیز و مهربونم  و برای این  قضیه واقعا خوشحالم  
عشقم ممنونم و خدا جون متشکرم  ----
فرصت درست شدنم رو کوتاه نکن  !

 

ازینکه اینروزا انقد دارم  برا  یکی  محبتم رو خرج میکنم احساس  خوبی دارم
ولی در کنارش یکی  ازم ناراحته  که کاری ازم برنمیاد جز اینکه  بگم  اگه فکر میکنی  ازت ناراحتم  داری اشتباه میکنی  !  ولی لطفا چندشخصیتی پیام نده  !!!!!!!!
درضمن : فقط وبلاگ و  دیگر هیچ  

 

چند روز پیش رفتم دریا - تنهایی  - حالمو خوب کرد - دلم از خیلی چیزا خالی شد
دریا  هم مث خدا راز دار خوبیه  !  

اینم عکساش

همراز  

هم راز   

همراز 

هم راز  

و  غروب افتاب دل انگیز و ابرای پاره پاره  (شاهکار  نقاشیه یه نقاش  مهربون ) 

غروب  دل انگیز  

غروب افتاب   

غروب دل انگیز افتاب   

ابر پاره پاره   

 

حسن ختام : حالم خوبه  قلب


دوستای  گل من 

نماز  و روزه  و  احیا و مناجات همتون  قبول  حق ان شا الله  

عید بندگیتون هم مباااااااارک 

شاد باشید 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٦ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/۱٩ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﺯﺩﯾﺪﻥ ﻧﺎﻥ ..!
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺶ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮐﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﺮﺩ: ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﺳﻨﻪ
ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺩ ﺑﻤﯿﺮﻡ ..!
ﻗﺎﺿﯽ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺯﺩ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ ﺩﻩ ﺩﻻﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ
ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺁﻧﺮﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ , ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ..!
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻗﺎﺿﯽ ﺩﻩ ﺩﻻﺭ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ
ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﺑﺖ ﺣﮑﻢ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺷﻮﺩ ..! ﺳﭙﺲ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ
ﮐﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺩﻩ ﺩﻻﺭ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﯿﺪ
ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﯿﺮﯼ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﯾﮏ ﻧﺎﻥ ﺩﺯﺩﯼ ﮐﻨﺪ ..!
ﺩﺭ ﺍﻭﻥ ﺟﻠﺴﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ 480 ﺩﻻﺭ ﺟﻤﻊ ﺷﺪ ،ﻗﺎﺿﯽ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ ..!

1- 
دیروز داشتم  رادیو گوش میکردم  یه  نمایش طنز  در حال اجرا بود   (طنز : بیان واقعیت  به  زبان  شوخی  ) تقریبا  20 دقیقه  طول کشید  . ماجرای دوتا دوست  بود  که یکیش خیلی زندگیش ساده و معمولی بود  یکیش  خیییلی مرفه  و  اوف اوف  و کله گنده
ولی خیلی رفیق  فاب هم بودن  !  اون حاجیه مرفه  میخواس به این مشدیه معمولیچشمکخنثی  کمک کنه تا برسه  بش  و هم سطح  بشن  ! انقد دیالوگ  رد و بدل کردن  تا  اخراش دیگه  فهمیدیم اون حاجی چیکاره  بود  ! ینی نکته ی  نمایش همین تیکه ی  اخرش بود  
طرف  میگفت  : من  معرفیت میکنم تا  بری دفتر فلان  وزیر یا  مدیرعامل  یا  سهامدار شرکت  ( که همشون در  حوزه  30 یا سی  بودن ) فعالیت کنی  
ولی این مشدیه معمولیه ما  زیر بار نمیرف و میگفت به همین  زندگی  راضی ایم من و عیالم  اگه قراره با این کارای پردردسر پولدار شم 
دیالوگ آخر  :  تو تا پاتو  توی سی ا ست  نزاری  و  از این گوش و اون گوش نخوری وضعت همینه که هست  خنثیخنثی
حالا داستان  بالا دیگه چی  میگه  با اونهمه مفهوم  مستتر  سوال
وای خدا  ... نون حروم  میدونین چه عواقبی داره  ؟  بعضیاشو داریم میبینیم  دور و برمون 
2 - 
یکی از دوستام میگه  بابام  شهرداری  مشغول ب کار بود و بعد از بازنشست  شدنش  میتونست داداشم جاش بره  مشغول ب کار شه  ولی داداشم  نرفت .  فوق لیسانس  تربیت  بدنی داره و الانم  تو  اداره تربیت  بدنی کار  میکنه  
میگم خو چرا نرفت  .. شهرداری ک حقوق و مزایاش  بهتر بود !
میگه : اخه داداشم میگه  بابا اینهمه سال  بود  هیچ پیشرفتی نداشت  زندگیش ، منم برم میشم مث بابا  
بعد باز خودش میگه : راست میگه داداشم  ..بابام اهل دزدی و  بخور بخور نیس برا همین  زندگیمون معمولی گذشت  و میگذره
خنثی
الحمدلله  ...راه پولدار شدن هم  مشخص شد - - - - دزدی و دیگر هیچ  خنثی
پی نوشت : 

نوشتن  برا من نعمت بزرگیه ....  چون  ارامش میگیرم ازش  
قلم  و خلوت و من ِ واقعیم  = آرامش   
نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/۱٤ساعت ۳:٤٦ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

سلام  خوبا  

امیدوارم حال دلتون خوبه خوب باشه  و تو دعاهاتون یاد منم یه کوشولو  باشین 

 

اصلا نمیدونم چرا این مدت نیومدم  با اینکه جونم  به این  وبلاگ بسته ولی  هررررروقت خواستم  بیام بشینم  یه چی بنویسم  یه  چی پیش میومد .. یا  تراوشات ذهنیم می پرید . یا حوصلم میرفت  یا دستم  یهو یادش میفتاد ک درد  بگیره 

دوستایی که پیام خصوصی دادن  ؛ خوندم پیامشونو ولی  بخاطر لج کردن پرشین  فعلا نمیتونم جوابتونو بدم . دیر هم شده و پیامتون بی جواب موند . عذر  

 ب حول و  قوه الهی هم که تقریبا  وبلاگا داره  به تاریخ میپیونده بخاطر این برنامه های موبایلی هه  ولی  اگه پرشین  اذیتم نکنه  من  رفتنی نیستم  هیچوقت  ازینجا 

 

خب چه خبر  ؟ بندگی برا خدا  خوش میگذره بهتون ؟ 

یه وقتایی ، یه لحظه هایی  انقد  شیرین  میگذره شبا و روزای ماه رمضون که  دلم میخواد  ماه رمضون 2 ماه باشه چون فقط  تو این ماهه که یادم میفته  یه خدایی هم هست و  یه وظیفه  بندگی هم من دارم   برا  خدایی  که  هیچوقت هیچی کم نزاشت  ...
 ای  خدا  رهام کن  ازاین همه غفلت 

لاحول و لا  قوه الا بالله  العلی العظیم  
 اللهم  صل علی  محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

اینارو  زیاد  بگید  همیشه  ... چه این ماه چه غیر این ماه  

 

یه اهنگی دارم گوش میدم   ب زبون  خودمونه  ولی  مفهومش  در حد بنز  فکرمو  مشغول کرده ...  ای  خدا  ما دیگه کجای  کاریم  و چی قراره بشه !!!! 

یه چند روزیه  بخاطر بعضی رفتارا  ، بعضی حرفا و .....  چند نفر که خیلی به هم بی ربطن  بهم گفتن  " خوش قلب و مهربونم " ولی  در کنارش  یکی دونفر  هم هستن که از رفتارم و حرفم ناراحت  شدن  
از  کسایی که بهشون محبت  میکنم   هیچ انتظاری نیس  چون  خودم ارامش  پیدا میکنم وقتی  با کسی  طبق  چیزی که خصلت و ذاتم فرمون میده رفتار  میکنم . هیشکی هم دلش نمیخواد  بدخلق باشه  یا  تلخ حرف  بزنه  اما کسایی که دلخورم میکنن  باید حواسشون باشه که بهم بی احترامی نکنن  . 
یه وقتایی خیلی سخت عصبانی میشم و دهنمو وا میکنم . حتما  خیلی رو مخم  بودهه اون  ادم محترم  !! وقتی هم عصبی میشم  انتظار برخورد  درست و حسابی و اتوکشیده  نباید  داشت (البته همه ی ادما اینجورین . تو عصبانیت  نمیتونی لفظ قلم   و مسالمت امیز با طرفت حرف بزنی )
از ادمایی که  ثبات  شخصیتی ندارن اصلا خوشم نمیاد  
از ادمایی که از هرچی   منظور  میگیرن و  دچار سوتفاهم میشن  حرصم میگیره  چون اصلا نمیشه  باهاشون  ارتباط  قرار کرد  و یا  توی طولانی مدت باهاشون  صمیمی بود و اگر هم  باشی  همش در حال عذابی  ....  عذاب در سکوت !! اه  
یا رومیه روم یا زنگیه  زنگ  دیگه  

اما در کنارش  یه ادمایی هم اطرافم هستن که کوچکترین مهرم  به چشمشون میاد و  از سر  قدردانی هی بهم  یاداوریش میکنن  
زندگی تو دنیا با ادمای قدرشناسه که  قشنگه  

البته شاید من خودمم ادم قدرشناسی نباشم که مططططططمئنم تقصیر  طرف مقابلمه که  لطفشو با یه کار  بد  ضایع میکنه  و الا  عمرا اگه خوبیه ادما یادم بره  

 

یکی هس  که تو همین وبلاگ باهاش اشنا شدم و الان یه جور دیگه در ارتباطیم  و  عشق میکنم  با محبتاش  و کلی قرار مدار  هم گذاشتیم باهم ک داریم انجامش میدیم دوتایی قلب

 

در بدترین ما آنقدر خوبی هست
و در بهترین ما آنقدر بدی هست
که هیچ یک از ما را شایسته نیست که از دیگران عیب جویی کنیم
زندگی به من یاد داد اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم دنیا تمام تلاشش را می کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی همه ما شبیه همدیگریم.

این متن رو خیلی دوس دارم و تقریبا تو تلگرام  برا همه کسایی که تو لیستم مخاطبام بودن فرستادم . بعضیا خوششون اومد و لایک کردن و  تفسیر و  بحث ....بعضیا هم  سوتعبیر کردن که از رو منظور فرستادم براشون و  ........ دیگر هیچ   

 

یه دعا : خدایا  بعععععععضی  از  بنده هاتو  که اسیر  اینستاگرام شدن رو  نجات بده  خنثی 

همه ی ما وقتی یه مشکلی تو زندگیمون بوجود میاد  میخوایم خودمونو هلاک کنیم از  غصه  .. با خودمون میگیم چرا همه ی غصه ها مال منه  ؟ با خودمون میگیم  چرا فقط  من ؟ 
در صورتی که  یکی دیگه  یه مشکلی تو زندگیش داره  و از بیرون به  زندگیه تو نگاه میکنه و حسرت میخوره و  میگه خوشبحاله فلانی که انقد همیشه خوشه   

از بیرون  به  زندگیه هر کی نیگا کنی  ممکنه هیچ نقطه  سیاهی توش نبینی ولی  وای اگه  یه کم ریز شی و بفهمی  داره چیا میکشه  ... 

قضاوت ممنوع

عوض سرک کشیدن  و غبطه خوردن  و حسرت و اه  و ناامیدی  ؛ برا هیچکی  بد نخواه  . دعا هم  بکن  برا  همنوعت  

دعایی که برا کسی میکنی  خدا اول  همونو به خودت میده  .. حالا هی تو دعا نکن  

 

ان شا الله  

شاد باشه دلتون . بخنده لبتون   و سلامت باشه تنتون

 

ارادتمند - رهایی  

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/۱٠ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

سلام  ... عصر بخیر روزه دارا

نماز ظهر که خوندین . روزه هم ک دارید ؛
 اینهمه  حال خوب  نوش جونتون و مقبول  خدای  خوب  و  بزرگ  

ماه رمضونا  نفس مون هم معجزه میکنه . توروخدا به یاد هم باشیم  تو دعاها... حتی  چند ثانیه ؛ موقع  سحری ... موقع افطار  

اصن دقت کردین چقد اون لحظه ها  دعا کردن کیف میده به ادم ....  

من  وقتی  دارم دعا میکنم  این یقین تو دلم هست که مستجاب میشه دعام  و ان شا الله هم میشه  

یه چیزی  خیلی  برام مهمه و تو اولویت  دعاهامه  

دعا برای همه کسایی که  خدا رو گم کردن  ....
دعا برا کسایی که  تو  زندگیشون همه چی دارن  جز  خدا  

الهی خدا مرحمت کنه بهشون   ... الهی  پیدا کنن  خدا  رو 

یه چیز دیگه  بگم ..

خیلی خیلی خیلی  راحت میشه  محبت و توجه خدا رو  به خودمون جلب کنیم  

خیلی راه هم براش  سفارش شده  

واقعا وقتی  خدا به عمل  کم ما قانعه ...

وقتی با کمترین و کوچیکترین کار  خوب و درست و درمون ما ازمون راضی  میشه و خوشحال ؛ چرا  پس دریغ  

خدایا  متشکرم  بخاطر ماه رمضون .... فوق العادست  حال و هواش  
پارال  عالی  گذشت این ماه برام ولی امسال باید عالی تر بگذره ... خودم باید  دست  بجنبونم تا تموم نشده  این ماه  

راستی  حرفای  حاج اقا  فرحزاد  موقع  سحری فوق العادست(کانال 3 )   ...  
هر  جمله اش  تلنگره  

خیلی  خیلی به  یادتونم تو دعاها --- شما هم بیادم  باشیداااا 

پی نوشت : 

متشکرم از  آقا محمد  برا  ساختن کد  این اهنگی ک  هس  رو وبم  

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/۱ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۳۱ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ توسط رهـــایی نظرات () |

Design By : Night Melody